در شرایطی که ناترازی انرژی، افزایش مصرف بنزین و فرسودگی ناوگان حملونقل به یکی از مهمترین چالشهای کشور تبدیل شده، کارشناسان صنعتخودرو بر این باورند که نوسازی ناوگان سواری و وانت میتواند نقشی تعیینکننده در کاهش مصرف سوخت، بهبود کیفیت هوا و افزایش ایمنی تردد ایفا کند. با این حال، صنعت اسقاط خودروهای فرسوده همچنان با مشکلاتی مانند بیثباتی سیاستگزاری، ناکافی بودن مشوقهای اقتصادی و نبود برنامهای منسجم برای خروج خودروهای فرسوده از چرخه تردد مواجه است؛ موضوعی که موجب شده ظرفیتهای این صنعت آنگونه که باید مورد استفاده قرار نگیرد.
رحیم وکیلی، کارشناس و فعال حوزه اسقاط خودرو با بیان اینکه صنعت اسقاط نباید به تصمیمهای مقطعی و تغییرات مکرر سیاستها وابسته باشد، به دنیای خودرو گفت: «نوسازی ناوگان فرسوده نیازمند یک برنامه ملی، پایدار و بلندمدت است تا هم مالکان خودروهای فرسوده و هم فعالان این صنعت بتوانند با اطمینان برای آینده برنامهریزی کنند.»
وی با اشاره به نقش خودروهای فرسوده در افزایش مصرف سوخت و تشدید ناترازی انرژی افزود: «اسقاط خودروهای فرسوده یکی از اقتصادیترین راهکارهای کاهش مصرف بنزین و آلودگی هواست؛ اما تاکنون از این ظرفیت به اندازه کافی استفاده نشده است و این صنعت هنوز جایگاه واقعی خود را در سیاستهای کلان انرژی کشور پیدا نکرده است.»
این کارشناس حوزه اسقاط با تاکید بر اینکه ایجاد انگیزه برای مالکان خودروهای فرسوده، شرط اصلی موفقیت طرحهای نوسازی است، اظهار کرد: «تا زمانی که مشوقهای اقتصادی متناسب با واقعیتهای بازار خودرو طراحی نشود و امکان خرید خودرو جایگزین برای مردم فراهم نباشد، نمیتوان انتظار داشت روند اسقاط شتاب بگیرد.»
وکیلی همچنین با اشاره به ارتباط صنعت اسقاط با واردات خودرو گفت: «گواهی اسقاط میتواند به رونق این صنعت کمک کند؛ اما نباید بقای مراکز اسقاط صرفا به واردات خودرو وابسته باشد. صنعت اسقاط باید بر پایه یک برنامه دائمی برای نوسازی ناوگان کشور اداره شود.»
وی در ادامه با تاکید بر ضرورت همافزایی میان دولت، خودروسازان، واردکنندگان و مراکز اسقاط خاطرنشان کرد: «اگر سیاستگزاری پایدار، مشوقهای موثر و همکاری همه بخشهای مرتبط بهصورت همزمان دنبال شود، میتوان طی چند سال آینده ضمن کاهش مصرف سوخت و آلودگی هوا، ناوگان سواری و وانت کشور را به شکل محسوسی نوسازی کرد و از ظرفیتهای اقتصادی و زیستمحیطی این صنعت بهره بیشتری برد.
آیا مشوقهای فعلی برای مالکان خودروهای سواری و وانتهای فرسوده واقعا انگیزه ایجاد میکند؟ اگر قرار باشد یک بسته تشویقی موثر طراحی شود، چه مولفههایی باید در آن لحاظ شود؟
اگر بخواهیم واقعبین باشیم، باید بگوییم که مشوقهای فعلی با واقعیتهای اقتصادی جامعه همخوانی ندارد. امروز ارزش یک خودرو فرسوده در مقایسه با قیمت یک خودرو نو یا حتی کارکرده، بسیار ناچیز است. در چنین شرایطی، طبیعی است که مالک خودرو تمایل چندانی به اسقاط نداشته باشد؛ زیرا پس از تحویل خودرو فرسوده، همچنان با فاصله قابل توجهی برای خرید خودرو جایگزین مواجه است. به نظر من، بستههای تشویقی باید بهگونهای طراحی شوند که مردم احساس کنند اسقاط خودرو یک فرصت است، نه یک هزینه.
ارائه تسهیلات بانکی با نرخ سود مناسب، بازپرداخت بلندمدت، اختصاص تخفیف در مالیات و عوارض، پرداخت بخشی از ارزش گواهی اسقاط بهصورت نقدی و حتی اعطای امتیاز در خرید خودروهای کممصرف، میتواند انگیزه مالکان را افزایش دهد. در کنار این موارد، باید فرآیند اسقاط نیز برای مردم ساده، شفاف و کوتاه باشد.
اگر یک مالک برای اسقاط خودرو خود مجبور باشد هفتهها درگیر فرآیندهای اداری شود، طبیعی است که از این تصمیم منصرف خواهد شد. نکته مهم دیگر، توجه به وانتهای فرسوده است. بسیاری از این خودروها ابزار کسب درآمد صاحبانشان هستند. بنابراین نوسازی این بخش باید با حساسیت بیشتری دنبال شود و برای رانندگان و صاحبان مشاغل، تسهیلات ویژهای در نظر گرفته شود تا در مدت جایگزینی خودرو، معیشت آنها دچار مشکل نشود. بسیاری معتقدند خودروسازان نیز باید نقش پررنگتری در نوسازی ناوگان ایفا کنند.
از نظر شما مسئولیت خودروسازان در قبال اسقاط خودروهای فرسوده چیست و آیا قوانین موجود آنها را به اندازه کافی ملزم کرده است؟
نوسازی ناوگان یک مسئولیت مشترک است و نباید تنها برعهده دولت یا مراکز اسقاط باشد. خودروسازان نیز بهعنوان یکی از بازیگران اصلی صنعتخودرو، باید سهم مشخصی در این فرآیند داشته باشند. در بسیاری از کشورهای دنیا، خودروسازان با اجرای طرحهای جایگزینی، ارائه تخفیف برای تحویل خودروهای فرسوده و همکاری با مراکز بازیافت، نقش موثری در جوانسازی ناوگان ایفا میکنند.
در کشور ما نیز قوانین، مسئولیتهایی را برای خودروسازان در نظر گرفته است؛ اما آنچه اهمیت دارد، اجرای دقیق و مستمر این قوانین است. همکاری نزدیک میان خودروسازان، دولت و مراکز اسقاط میتواند فرآیند نوسازی را سرعت ببخشد. علاوهبر این، خودروسازان باید تولید خودروهای کممصرف، ایمن و باکیفیت را در اولویت قرار دهند؛ زیرا هدف از اسقاط، تنها خارج کردن خودروهای فرسوده نیست؛ بلکه جایگزینی آنها با خودروهایی است که سالها بدون تحمیل هزینه اضافی به اقتصاد کشور، در ناوگان حملونقل خدمت کنند.
مراکز اسقاط امروز با چه چالشهای اقتصادی و اجرایی مواجه هستند؟ آیا ظرفیت موجود کشور برای اسقاط سالانه خودروهای فرسوده کافی است یا این صنعت نیازمند سرمایهگذاری و اصلاح ساختار است؟
خوشبختانه طی سالهای گذشته سرمایهگذاری قابل توجهی در ایجاد مراکز اسقاط انجام شده و امروز بخش زیادی از زیرساختهای مورد نیاز در کشور وجود دارد. بنابراین مشکل اصلی کمبود مرکز اسقاط نیست، بلکه استفاده نشدن از ظرفیت موجود است. بسیاری از این مراکز با بخشی از توان خود فعالیت میکنند و حتی برخی به دلیل کاهش حجم خودروهای ورودی، با مشکلات اقتصادی جدی مواجه شدهاند. از سوی دیگر، افزایش هزینههای نیروی انسانی، حمل خودرو، تجهیزات، بازیافت قطعات و هزینههای جاری، فشار زیادی بر فعالان این صنعت وارد کرده است.
زمانی که جریان ورود خودروهای فرسوده پایدار نباشد، ادامه فعالیت برای مراکز اسقاط نیز با دشواری همراه خواهد بود. به اعتقاد من، پیش از ایجاد مراکز جدید، باید از ظرفیت مراکز موجود به بهترین شکل استفاده شود. اگر یک برنامه ملی برای خروج سالانه خودروهای فرسوده تدوین و بهصورت مستمر اجرا شود، همین ظرفیت موجود میتواند پاسخگوی بخش قابل توجهی از نیاز کشور باشد. البته همزمان باید فناوری بازیافت، مدیریت پسماند و فرآوری قطعات نیز ارتقا پیدا کند تا ارزش افزوده بیشتری در این صنعت ایجاد شود.
اگر امروز اختیار تدوین یک برنامه پنجساله برای نوسازی ناوگان سواری و وانت کشور را داشتید، سه اولویت اصلی شما چه بود و اجرای آن چه تاثیری بر مصرف سوخت، آلودگی هوا و بازار خودرو خواهد گذاشت؟
نخستین اولویت، تدوین یک برنامه پایدار، شفاف و قابل اجراست؛ برنامهای که با تغییر دولتها یا مدیران دستخوش تغییر نشود و همه فعالان این حوزه بتوانند بر اساس آن برنامهریزی کنند.
صنعت اسقاط بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارد و تصمیمات مقطعی، بزرگترین آسیب را به این بخش وارد کرده است. دومین اولویت، ایجاد یک نظام جامع مشوقهای اقتصادی برای مالکان خودروهای فرسوده است.
تا زمانی که نوسازی خودرو از نظر اقتصادی برای مردم توجیه نداشته باشد، نمیتوان انتظار داشت روند اسقاط شتاب بگیرد. این مشوقها باید متناسب با شرایط اقتصادی جامعه و بهگونهای طراحی شوند که مردم بتوانند بدون فشار مالی، خودرو فرسوده خود را با یک خودرو ایمن و کممصرف جایگزین کنند. سومین اولویت نیز ایجاد هماهنگی کامل میان دستگاههای مسئول، خودروسازان، واردکنندگان، بانکها و مراکز اسقاط است.
امروز هر یک از این بخشها بهصورت جزیرهای عمل میکنند؛ درحالی که موفقیت طرح نوسازی ناوگان، نیازمند همکاری همه این حلقههاست. اگر این سه محور بهدرستی اجرا شود، در پایان یک برنامه پنجساله شاهد کاهش محسوس مصرف سوخت، بهبود کیفیت هوا، کاهش هزینههای نگهداری خودرو برای مردم، افزایش ایمنی ناوگان و رونق صنعت اسقاط خواهیم بود.
مهمتر از همه اینکه کشور از منافع اقتصادی ناشی از کاهش مصرف انرژی و کاهش هزینههای زیستمحیطی بهرهمند میشود. صنعت اسقاط نباید به عنوان یک هزینه دیده شود؛ این صنعت در واقع سرمایهگذاری برای آینده کشور و یکی از موثرترین ابزارهای مدیریت انرژی و نوسازی ناوگان حملونقل است.
